تبلیغات
مرکزپیش دانشگاهی دهخدا - شناخت انواع هیجانات و مهارتهای سازگاری با آنها

شناخت انواع هیجانات و مهارتهای سازگاری با آنها

چهارشنبه 17 مرداد 1386

شناخت انواع هیجانات و مهارتهای سازگاری با آنها 

هیجانها نقش مهمی در زندگی ما ایفا می كنند . آنها به رویاها ، خاطرها و ادراك های ما جان می بخشند  و وقتی كه دچار اختلال شوند ،  مهم عمده ای در اختلالهای روانی به عهده دارند . اما مقصود ما از واژه هیجان  چیست ؟ هیجانها معمولا" به احساسها و واكنشهای عاطفی اشاره دارند و هر هیجان از سه مولفه اساسی برخوردار است :

1- مولفه شناختی : افكار ، باورها و انتظارهایی كه نوع و شدت پاسخ هیجانی را تعیین می كنند . آن چه برای یك فرد فوق العاده لذتبخش است ، ممكن است برای دیگری كسل كننده یا آزارنده باشد

2-مولفه های فیزیولوژیكی :كه شامل تغییرات جسمی در بدن است برای مثال ، هنگامی كه بدن از نظر هیجانی به واسطه ترس یا خشم برانگیخته می شود ، ضربان قلب فزونی می گیرد ، مردمكها گشاده می شوند و میزان تنفس افزایش می یابد .

3- مولفه های رفتاری : به حالتهای مختلف تجلی هیجانها اشاره می كند . جلوه های چهره ای حالتهای اندام و حركتهای بیانگر ، و آهنگ صدا همراه با خشم ، لذت ، غم و هیجانهای دیگری تغییر می كنند .

هیجان چیست ؟

 در زبان انگلیسی و فرانسه كلمه هیجان ( emotion) می باشد كه از اصل لاتین  emovere گرفته شده اند كه معنی آن تحریك و تهییج است . هیجان ما را تحریك می كند و گاه ما را وادار می كند كه خود را تحریك كنیم . گاه نیز هیجان ما را مجبور می كند كاری بكنیم یا چیزی بگوئیم  كه از عادات ما دور است در مورد تعاریف هیجان اختلاف نظریه های بیشتری وجود دارد و نظریه های مختلفی در مورد تعاریف های هیجان ارائه شده است كه عبارتند از :

 نظریه های رفتاری

  به نظر واتسون: هیجان(( یك طرح واكنش ارثی است كه متضمن تغییرات زیادی در مكانیزمهای بدن به طور كلی و در سیستمهای غددی و اشیایی به طور خاص می باشد .))

به نظر تولمن : هیجان ((یك تمایل یا كشش به سوی نوع خاص از نتیجه رفتار و یا تمایل به نوع خاصی از پاسخ موثر بر محرك می باشد .))

به نظر اسكیز :هیجان (( یك حالت خاص توانایی یا ضعف در یك یا چند پاسخ كه توسط یك عمل از یك مجموعه عملیات ایجاد می شود .))

نظریه روانكاوی

به نظر فروید هیجانات (( فرایندهای تخلیه روانی است كه آخرین حالت آن به عنوان احساس درك می شود .))

به نظریه راپاپورت : هیجانات : تجلی تعارض غریزی است .

نظریه انگیزشی

به نظر یانگ :هیجان (( نوعی بر آشفتگی شدید در فرد به عنوان یك كل است كه در اصل ماهیت روانشناختی دارد و متضمن رفتار ، تجربه آگاهانه و تغییرات درونی است .))

به نظر ویلیام جمیز :هیجان : ((تغییرات جسمی مستقیما" به دنبال ادراك یك واقعیت هیجان انگیز حاصل می شود ، و احساسات ما از این تغییرات در حال انجام همان هیجان است .))

بالاخره با توجه به تعاریف ارائه شده هیجانها دارای مشخصات زیرهستند

1- هیجان ما در اثر یك نوع انگیزه ای به وقوع می پیوندند .

2 -حالت شدید هیجانی با تغییرات بدنی توام هستند .

3- یك نوع تظاهرات قابل مشاهده دارند.

4- معمولا" ما را آگاه می سازد كه حالت انفعالی ما از صورت طبیعی و معمولی بطور ناگهان خارج شده اند .

  آیا هیجانات ذاتی هستند یا اكتسابی

بر اثر تحقیقات در مورد هیجانات مشخص شده است كه حدودا" نوزادان هیجان ذاتی دارند كه عبارتند از ترس ، خشم ، عشق  بقیه اعمال هیجانی انسان تابع یادگیری است كه از طریق ،شرطی شدن ،یادگرفتن بر حسب آزمایش و خطا و یادگرفتن از طریق تجارب دیگران یاد گرفته می شود.

بنابراین بسیاری ازهیجانات براثر یادگیری  به وجود می آید می توان آنها را به صورت موثر تغییر داد.

انواع هیجانات اساسی

به طور كلی روشن است كه الگوهایی اصلی واكنش در انسان با چه نوع هیجاناتی همراه است . احتمالا" الگوی تخریب با هیجان خشم ، دفع با ترس ، دفاع با تنفر ، محرومیت با غم و اندوه ، تولید مثل با لذت و جذب با پذیرش

بنابراین هیجانها اساسی عبارتند از :  

1- تعجب : گذراترین هیجان است . از نظر عصب شناختی ، تعجب توسط افزایش سریع سرعت شلیك عصبی برانگیخته می شود . وقایع ناگهانی و غیرمنتظره مانند رعد و برق ، آتش بازی افزایش سریع شلیك عصبی باعث تعجب می شوند از این رو تعجب را تولید می كند به نظر و دینر و مندلر تعجب بیشتر بعد از پیامدهای غیر منتظره و وقفه هایی كه در فعالیت جاری ایجاد می شوند ، رخ می دهد. چون مدت تعجب بسیار كوتاه است ، معمولا" سریعا" به هیجان دیگری تغییر می یابد . تعجب ناشی از فراموش كردن قرار ملاقات سریعا" به اندوه تبدیل می شود یا تعجب ناشی از فراموش كردن قرار ملاقات با یك مقام مهم سریعا" به ترس تبدیل می شود . بنابراین اهمیت كاركردن تعجب در این است كه فرد را برای بر خورد با وقایع ناگهانی و غیر منتظره و پیامدهای آن آماده می كند .

2- ترس :ادراك آسیب یا خطر ، ترس را برانگیخته می سازد . ماهیت آسیب یا خطر ادراك شده می تواند جسمانی یا روانی باشد . بنابراین ، تهدید و خطر برای سلامت جسمانی یا روانی ما ، ترس را بر می انگیزد .درد نمونه ای از آسیب جسمانی است كه از سوختن یا بیماری و یا غیره ناشی می شود . ترس ، هشدار هیجان آسیب جسمانی یا روانی آینده است . ترس ، مردم را به احساس تنفس عصبی برای حفاظت از خودشان مجهز می كند . انگیزش حفاظت معمولا" توسط گریز یا كناره گیری از موضوع ترس یا توسط پاسخهای كنار آمدن برای روبه رو شدن با موضوع ترسمان نشان داده می شود .در حالت مثبت تر ، ترس ، یادگیری پاسخهای جدیدی كه شخص را از خطر دور می كند  ، آسان می سازد بنابراین ، ترس ، تلاشهای كنار آمدن را برانگیخته نموده و یادگیری مهارتهای كنار آمدن را آسان می سازد .

3- خشم :داغترین و پرشورترین هیجان است .خشم می تواند به شیوه های متفاوتی برانگیخته شود ، اما پیشایند اصلی آن چه جسمانی باشد یا روانی محدودیت است ، محدودیت جسمانی توسط شخصی كه جلوی خواسته شمارا گرفته است نشان داده می شود . محدودیت روانی به شكل قوانین ، مقررات یا بی كفایتی های شخصی  مان است . خشم به وسیله ناكامی ناشی از اختلال ایجاد شده بر سر راه رفتار هدف گرا نیز بر انگیخته می شود . در سطح عصب شناختی ، خشم هیجانی پر تراكم است ، و ویژگی آن شلیك عصبی بی وقفه با سرعت زیاد است مثلا" ناتوانی در حل كردن مسئله دشوار علارغم تلاش شناختی پیوسته ، خیلی زود ناراحت كننده می شود و موجب خشم می گردد بعضی از افراد در موقع خشم كنترل خود را از دست می دهند فریاد می زنند و دشنام می دهند  

خشم به صورت بالقوه خطرناكترین هیجان است زیرا هدف كار گروهی آن نابود ، ساختن موانع موجود در محیط است .

 4- انزجار   disgust: انزجار پاسخ دوری یا خلاص شدن در حضورشیئی فاسدیا گندیده است وقایع روانی مثل لطیفه های بی مزه و ارزشهای اخلاقی نفرت انگیز، تكانه های تنفر و هیجان انزجاررا بر انگیخته می سازد . اهمیت كار كردی انزجار عدم پذیرش یا طرد است . شخص منزجر كسی است كه دوست دارد عادتها و صفات شخصی را نیز تغییر دهد ، زیرا منبع احساس انزجار در عادتها و صفات شخصی قرار دارد . بنابراین انزجار هیجان نگهدارنده سلامتی روحی و به وجود آورنده آن است زیرا تخلیه افكار و ارزشها فاسد ، سلامت روانی ما را حفظ می نماید .

5- اندوه   distress :اندوه ،منفی ترین وآزارنده ترین هیجان است . دو فعال ساز اصلی اندوه جدایی و شكست هستند . جدایی یا از دست دادن شخص مورد علاقه در اثر مرگ ، طلاق ، پیشامد یا مشاجره ، اندوهبار است شكست نیز اندوه را بر می انگیزد مانند شكست در امتحان ، مسابقه بالاخره رنج و عذاب نیز اندوه را برانگیخته می كند ، مانند درجه حرارت یا سرو صدای بیش از حد.

اندوه  خود را برای انجام هر نوع رفتار لازم جهت كاهش دادن موقعیتهای اندوهبار بر می انگیزد به عبارت دیگر ، اندوه فرد را برای باز گردانیدن محیط به حالت قبل از وقوع اندوه برانگیخته می كند مثلا" ورزشكار به خاطر اندوه ناشی از شكست جدید برای برگرداندن اعتماد به نفس خود تمرین می كند متاسفانه اغلب پیش می آید كه جدایی و شكست نمی تواند به حالت قبلی اش بر گردد . تحت چنین شرایطی اندوه ادامه می یابد.اندوه طولانی به غصه می انجامد ؛ مثلا" مرگ شخص مورد علاقه ، غالبا" پیشایندی برای غم و اندوه است . اندوه طولانی به آزارنده ترین تجربه های انسان ، یعنی ، افسردگی می انجامد .با نگاهی به اندوه به صورت مثبت تر ، مشاهده می كنیم كه جنبه سودمند نیز

 دارد.اندوه همبستگی گروههای اجتماعی راآسان می كندچون جدایی افرادی كه درزندگی مهم هستند موجب اندوه می شود پیش بینی آن مردم را برای همبستگی با اشخاص موردعلاقه اش بر می انگیزد .

6- شادی joy :طبق نظر تام كنیز ، شادی از نظر عصب شناختی به وسیله كاهش سریع سرعت شلیك عصبی فعال می شود رهایی از درد جسمی ، رهایی از نگرانیها حل كردن مسئله ای دشوار نمونه هایی از الگوی كاهش برانگیختگی عصب شناختی شادی است . شادی علاوه بر آرامش ناشی از دستیابی به هدف ، به وسیله پیش بینی واقعه مثبت نظیر قرار ملاقات ، و احساسهای لذت بخش نوازش شدن نیز برانگیخته می شود . اهمیت كاركردی شادی دوگانه است . از یك طرف ، شادی احساس مثبتی است كه از حس ارضا و پیروزی به دست می آید . زمانی كه بصورت درون احساس مثبت می كنیم ، شادی زندگی را خوشایند می كند. بنابراین خوشایندی شادی ، تجربه های زندگی غیر قابل اجتناب ناكامی ،ناامیدی و در مجموع عواطف منفی را بی اثر می سازد . شادی ، اشتیاق انسانها برای پرداختن به فعالیتهای اجتماعی را نیز آسان می كند . تعداد كمی از محركهای اجتماعی ، قدرت و تقویت كنندگی لبخند انسان را دارند بنابراین ، شادی ابراز شده ، چسب اجتماعی است كه روابط را به یكدیگر می چسباند مانند رابطه عشاق ، مادر و كودك ، همبازیها

7- علاقه interest :علاقه رایجترین هیجان در عملكرد روزانه انسانهاست . تا وقتی كه فرد از سایقها ( گرسنگی )یا از هیجان  نیرومند دیگری ( مثل خشم ) آزاد است ، همیشه مقداری علاقه در هشیاری حاضر است . در سطح عصب شناختی علاقه افزایش ملایم سرعت شلیك عصبی را در بردارد و وقایع  محیطی ، افكار و اعمال اكتشافی فعالیت عصبی را آغاز نموده و علاقه را بر می انگیزد اشخاص علاقه خود را هیچ موقع از دست نمی دهند،بلكه آن را از یك موضوع یا واقعه به موضوع یا واقعه دیگر هدایت می كند.

علاقه ، هم رفتارهای اكتشافی محیطی و هم شخصی را بر می انگیزد . شاید اگر انسانها در دنیای یكنواخت و بدون تغییر زندگی می كردند ، نیاز كمی به هیجان علاقه بود . انسان در دنیایی زندگی می كنند كه سرشار ازتازگی و تغییر است.تغییر،كنجكاوی رابرمی انگیزد و علاقه را پرورش می دهد ، و علاقه ، شخص را برای پی گردی ، تحقیق و دستكاری محیطی ترغیب می كند . و علاقه در تمایل ما به خلاق بودن ، یادگیری و پرورش دادن شایستگی و مهارتهایمان نهفته است یادگیری زبان خارجی بدون حمایت هیجانی از سوی علاقه ، كار دشواری است .

فواید هیجانات در زندگی :

1-زندگی راروح می بخشد:اگر جذر و مد هیجانات نبود روزهای گذران زندگی ما خسته كننده و یك نواخت بود . لحظات مسرت آمیز و سعادت بخش ما آن لحظاتی است كه هیجانات مطبوع ما را سراب كرده اند و نیز یاس و حزن و اندوه كه در بعضی مواقع ما را احاطه می كنند نتیجه هیجانات نامطبوع است .

2- وسیله همبستگی میان افراد است :از آنجا كه همه افراد بشر دارای هیجانات هستند پس وجه مشتركی میان آنان وجود دارد .هیجان خشم و ترس و محبت و نفرت و كینه و حسادت را همه دارند و همه می دانند كه وقتی شخصی از فراق حرف می زند چه احساسی دارد برای اینكه شما هم اینچنین هیجانی دارید .

3- پایه و اساس هنر است : از آنجائیكه هیجانات لازمه حیات است و هنر نیز به حیات روح می دهد. اگر زیباییهای هنر نباشد زندگی فاقد تحریكات و تهییجات است . هنر ما را با افراد انسانی كه در گذشته صاحب یك نوع احساسات با ما بوده اند و یا افراد انسانی كه در آینده دارای همین احساسات هستند متحد می كند .   

4- نیروی اضافی می بخشد : در موقع خطر هیجان موجب زیادشدن نیروی بدنی می شود دیده شده است كه بر اثر خشم و یا ترس چنان قدرتی در شخص ناتوان پیدا شده كه توانسته با حریفان بسیار نیرومند بجنگد و یا از موانع بسیار دشوار فرار كند.

5- باعث می شود كه اعمال خوب انجام دهیم : هیجان محرك بسیار قوی است بسیاری از كارها را از آنجهت انجام می دهیم كه نیروی هیجان در پیش آنست اگر بخاطر هیجان نبود عشق به مادر و پدر و خویشان رابطه همین میان افراد وجود نداشته ، سخاوت . رفاقت مهربانی همه بر اثر وجود هیجان است مثلا" اگر هیجان عشق از بشر بگیرند بقول معروف ((سنگ روی سنگ )) بند نمی شود . جنگها ، آدمكشی ها ، بی انصافی ها و تمام صفات مذموم جلوه می كرد كه اگر اینگونه صفات در بشر دیده نمی شود به واسطه تقویت و تربیت هیجان عشق است .

زیانهای هیجان :

در عین حالی كه هیجانات موجب مسرت خاطر و سعادت می شوند متاسفانه سبب غم و اندوه و بدبختی و فلاكت نیز می گردند در مواقعی بدترین دشمنان ماهیجانات ما هستند و موجب زیانهای جبران ناپذیری می شوند . كه مضرات هیجانها عبارتنداز :

1- موجب اعمال بد می شوند:

علاوه براینكه هیجانات مارابه كارهای خیروبافایده سوق می دهندبشر رابه كارهای واعمال بد نیزوامی دارند بر هیچكس پوشیده نیست كه چه زیانهای تاسف آوری ازهیجان خودبرده اندهر روزدرصفحه حوادث روزنامه می خوانیم كه فلان مر دزنش راكشت،فلان شخص به ناموس دیگری جسارت كرد،..اینهاهمه حسادت وكینه وعداوت است كه همه اینهاجزءهیجانات می باشد.زیان هیجانات تنهادرموردشخصی به شخص دیگرنیست بلكه ممكن است به یك اجتماعی هم زیان برساند .

2- موجب اغفال می شود :

اگر كسی نتواند با دلایل منطقی دیگری را به انجام دادن عملی وادار سازد با تحت تاثیر قرار دادن او به وسیله كلمات ، حالت هیجان در او به وجود می آورد و این حالت هیجانی عملی را كه مناسب با آن كلمات است موجب می شود .

3- عقل و منطق را تحت الشعاع  قرار می دهد:

 خطر دیگر هیجان این است كه وقتی بروز كرد موجب می شود منطق صحیح بكار برده نشود و این موضوع بخصوص در موقعی است كه هیجان بطور ناگهانی و شدید ظاهر شود .

4- موجب تلف شدن نیرو می شود:

وقتی هیجانات شدیدی چون ترس یا خشم در ما پیدا می شود مقدار زیادتری از گلو گوژن وارد عروق خون می شود تا سوخت زیادتری به عضلات بدن برساند . اگر شخص فعالیت بدن داشته باشد ، عضلات ، این نیرو بكار می برند ولی اگر فعالیت عضلانی نباشد قند خون به هدر می رود و از راه كلیه ها دفع می شود و در واقع نیروی كه برای حفظ تندرستی لازم است تلف شده و غالبا" در موقع بروز هیجان شدید عمل هضم كاملا" از كار می افتد و در بعضی مواقع عمل هضم مختل می گردد  و در متابولیسم بدن اختلال رخ می دهد و در نتیجه به سلامت لطمه وارد می آورد .

روانشناسان معتقدند : كه بشر باید شادابی خود را حفظ كند تا از بیماری كبدی و معدی و جسمی مصون باشید . اكثرسوء هاضمه هاوسردردها و كوفتگی ها نتیجه وجود هیجانهای نامطلوب می باشد .

مهارتهای سازگاری با هیجانات

ما همیشه در حول و حوش خود افرادی را می بینیم كه خود را بدبخت فلك زده ، ناتوان بی سعادت و ناكامیاب و محروم می دانند . اگر این دسته مربیان خوب و تجارب مطلوب در دوران كودكی داشتند و به ترتیب صحیح هیجانات آنها توجه بیشتر می شد شاید اینهمه بدبختی برای آنها به وجود نمی آمد . و از آنجائیكه بشر همیشه قابل تغییر است و با استقامت و سر سختی و تعمیم و اراده كافی قادر است خود را تغییر دهد یعنی تربیت كند . ما وقتی توانستیم هیجانات خود را صحیح تربیت كنیم آنگاه می توان ادعا كنیم كه متمدن هستیم .مهارتهای سازگاری با هیجانات عبارتند از :

1- از بسیاری از هیجانات نامطلوب باید دست برداشت :

وقتی طفل بودید در بسیاری از موارد عصبی می شدید ولی حالا كه بزرگ شده اید آن موارد شما را ناراحت نمی كند . این امر می رساند كه شما رفتار هیجانی صحیحی در برابر خشم اتخاذ كرده اید و به رشد و بلوغ هیجانی رسیده اید مثلا" اگر سعی كنید كه علت ترس خود را از تاریكی و از رعد و برق و امثال اینها در یابید و با منطق صحیح آنها را از خود دور سازید و یا همیشه در مباحثات به خود تلقین كنید كه آرام باشید نشانگر این است كه به بلوغ هیجانی رسیده اید .

2- باید سعی كنید رفتار هیجانی مطلوب در خود ایجاد كرد :

همانطور كه در بعضی مواقع نباید بعضی اعمال هیجانی از خود نشان داد لازم است در برخی مواقع اعمال هیجانی مطلوب ابراز داشت .

الف - حس همدردی داشته باشید بعضی از افراد بسیار خونسرد و به قول معروف بی هیجان هستند این افراد معنی این شعر را كه بنی آدم  اعضای یكدیگرند همیشه بخاطر داشته باشند و بكوشند به آنكه احتیاج به همدردی دارند كمك كنند .

ب از طبیعت و هر چه زیبا است لذت ببرید ، دنیا پر از زیبائیهاست به این زبیائیها سرسری ننگرید از كوه و دشت لذت ببرید .

ج گوش خود را به موسیقی عادت دهید و از ورزش استقبال كنید و وقایع ورزشی را با مسرت تلقی كنید .

د اگر شوخی خوشمزه شنیدید از ته دل بخندید . خنده تندرستی می آورد

هـ درمواقع لازم فریادهای خوشحالی را فراموش نكنید تهییج شدن در مواقع شعف آور مفید است.

3- از هیجانات خود با خبر باشید:

 یكی از علائم بلوغ فكری آنستكه شخص بداند چه وقت حالت هیجانی به وی دست داده است مثلا" اگر شما افسرده و مایوس هستید و زندگی بر شما غیر قابل تحمل شده است باید بدانید كه این حالات نتیجه هیجانات شما است والادنیا باآن بدی كه درنظرشماجلوه كرده نیست یكی از علائم بلوغ فكری این است كه درهرعملی كه انجام می دهیدازجنبه احساسات آن غافل نباشیدومتوجه باشیدچه میزان ازآن روی عاطفه واحساسات صورت گرفته است واثرعاطفه روی اعمال شماچقدر است .

4- از هیجان باید استفاده مناسب كرد:

بلوغ هیجانی این است كه از هیجان استفاده مناسب كرد. مثلا" باید هیجان همدردی داشت و برای رفاه اجتماعی باید تا حدی فداكاری كرد ولی اگر شما ملاحظه كردید كه افرادی به حقوق مردم تجاوز می كنند و اگر در این موارد زور و خشم بكار نبرید آن مناسب نیست . رسد پس با اینكه خشم نامطلوب است ولی در این مورد بی فایده نیست .

5- تظاهرات هیجانی را باید كنترل كرد:

عقل و منطق باید شما را راهنمائی كند كه در چه مواقع باید هیجان را ظاهر ساخت و در چه مواقع آنرا مخفی داشت ، شما ممكن است خشمناك باشید ولی عصبانیت را بروز ندهید . و یا ممكن است ناراحت شده باشید ولی كلماتی كه موجب رنجانیدن دیگران شود به زبان نیاورید .

6- میان هیجانات توازنی باید باشد .

میزان هیجانی كه در هر جا باید ابراز شود مشخص كنید مثلا" برای دوست نباید آنقدر محبت نثار كرد كه ذخیره هیجان عشق تمام شود پس باید تعادلی در اعمال هیجانی وجود داشته باشد .               

7- موقعیت هیجان زا را دوباره تفسیر كنید :

هیجان نتیجه تفسیر است  آنچه موجب یك واكنش هیجانی می شود  نقش محرك به خودی خود نیست ، بلكه محرك آنگونه كه تعبیر می شود است برای مثال كارمندی كه از احضار شدن به اتاق رئیس ترسیده است با دانستن اینكه احضار او نه به خاطر عدم رضایت بلكه برای نیاز به اطلاعات وی بوده است می تواند هیجان خود را كاهش دهد . تفسیرهای مجدد آسان نیست به تفكر عینی و تخیلی نیازمند است گاهی یك موفقیت فوریتر از آن است كه بتوان تفسیر مجدد را مجاز شمرد . در این قبیل موارد . توانایی دیدن موقعیت با شوخ طبعی یا بی خیالی می تواند سودمند باشد و حتی خنده می تواند تنش های هیجانی را تسكین دهد.

همانطوریكه گفته شد هركس می تواند خود را تربیت كند و سازگاری بلوغ هیجانی را بدست آورد .     

 فقط این قسمت را در نظر داشته باشید كه سعی ما باید در این باشد كه ضعف و ناتوانی خود را راجع به هیجانات خود بدانیم و بنابراین در تربیت هیجانات قدم برداریم و از آنها به نحو مطلوب استفاده نمائیم .

 خلاصه

هیجان كه ترجمه واژه  Emotion است سه مولفه اساسی  دارد : 1- مولفه های شناختی 2- مولفه های  فیزیولوژیكی و 3- مولفه های رفتاری .هیجانها در بشر بسیار و متنوع است تعدادی از آنها چون هیجان ترس ، عشق ، خشم ذاتی هستند ولی بقیه رفتارهای هیجانی ناشی از یادگیری است و یادگیری هیجانها در بشر از طریق شرطی سازی سر مشق و امثله ، آزمایش و خطا و از راه اخذ تجربه شخصی صورت می گیرد از جمله مهمترین رفتارهای هیجانی كه از طریق یادگیری بدست می آید ، عبارتنداز تعجب ، اندوه ، انزجار ، شادی ، ترس ، خشم و 

هیجانها هم فایده دارند و هم مضر هستند . فواید هیجانها عبارتنداز :.

فواید هیجانها : 1- زندگی را روح می بخشد .    2- ایجاد همبستگی اجتماعی می كند 3-پایه كارهای هنری هستند  4- نیروی بدنی و فكری را زیاد می كند 5- خاصیت داروی مقوی دارند 6- ما را وادار می سازد كه خود را برای مقبول افتادن آراسته سازیم .

مضرات هیجانات عبارتند از : 1- امكان واداشتن فرد به عمل ناشایست 2- امكان تحت الشعاع قرار دادن قوای عقلی 3- امكان گمراه كردن شخص به راههای نامطلوب  4- امكان اتلاف وقت 5- امكان خطرات جانی .

برای اینكه بتوانیم باهیجانات سازگاری داشته باشیم باید مهارتهای سازگاری با هیجانات (بلوغ هیجانی ) را بدست آوریم : كه عبارتند از : 1- رها كردن رفتارهای هیجانی نامطلوب 2- ایجاد كردن رفتارهای هیجانی مطلوب در خود.  3- آگاهی از هیجانات خود . 4- استفاده مناسب از هیجانات

 5- كنترل تظاهرات هیجانی 6- برقراری توازن میان هیجانات .

      بنابراین لازم است آن نوع رفتارهای هیجانی كه موجبات سعادت ما را فراهم می سازد بیاموزیم به عبارت دیگر سعی كنیم با هیجانات سازگاری داشته باشیم و تا به بلوغ هیجانی نایل شویم .

 نتیجه گیری

 برای اینكه بتوانیم با هیجانات سازگاری داشته باشیم ما باید خود را از بسیاری حالات هیجانی نامطلوب كه تجارب ناگوار بما می دهند فارغ سازیم و بعوض حالات فرح بخش را در خود تقویت نمائیم . هر فرد باید از چگونگی به حالات هیجانی خویش آگاه یابد و بداند كه در موقعیت های مختلف چگونه از آنها بهره برداری مفید نماید . به عبارت دیگر با بكار بردن نیروی عقلانی نظارت در حالات هیجان را همیشه داشته باشیم . اینكه پس از ابراز یك حالت هیجانی نامطلوب خود را سرزنش كنیم و نفس خویش را ناراحت نمائیم مضر است بلكه باید آن حالت را در موقع مناسب تحلیل نمائیم و برای آینده تجربه بدست آوریم . پس بنابراین خودشناسی و تامین سعادت از طریق توجه به نتایج مطلوب یا نامطلوب هیجانها همان ، بلوغ هیجانی است .بدست می آید . 

تدوین: محمد محمودی (مشاور تحصیلی E-mail:moshavermarivan@gmail.com)

--

ارسال شده در

دیدگاه ها : دیدگاه

نویسنده : شورش مرادی

صفحات وبلاگ

مطلب اخیر