تبلیغات
مرکزپیش دانشگاهی دهخدا - لطیفه ها

لطیفه ها

چهارشنبه 17 مرداد 1386

اینم چند تا جوک با حال که دیگه گله نکنید 

* میدونی بزرگترین آرزوی یه جوجه تیغی چیه؟ 

اینه که حتی برای یه بار یکی دست نوازش رو سرش بکشه!!! 

* یه برره ای  میمیره ، شب اول قبر ۶۲ تا فرشته میان سراغش. ۲تاشون سوال می کردن  .... ۶۰ تاشون حالیش می کردن! 

*یکی میره راه پیمایی میبینه شلوغ بر میگرده !

* یه بار به یه پنگوئن میگن آرزوت چیه, میگه :دوست دارم یه عکس رنگی بندازم .

* یه مرد می خواسته كیوی بخره اسمشو فراموش می كنه، میگه: آقا تخم مرغ موكت كرده ها چندن؟

* از گدایی پرسیدند: «چرا گدایی می‌کنی؟» گدا جواب داد: «برای این که پولی به دست بیاورم و محتاج مردم نباشم.»

* یه چوب كبریته سرش رو می خوارونه  ،آتیش می گیره !!

* تمساحه میره گدایی،‌ میگه:‌به من بدبختِ مارمولك كمك كنید!

* دو تا خجالتی با هم ازدواج می کنند بچه شون آب می شه .

* می دونی اگه دو تا هزارپا عاشقانه همدیگر رو بغل کنند چی می شه؟

نمی دونی ؟خوب می شن ....  زیب

--

ارسال شده در

دیدگاه ها : دیدگاه

نویسنده : شورش مرادی

صفحات وبلاگ

مطلب اخیر